وقتی با خود فکر میکنم خاطراتم را از کجا و به چه شکل شروع کنم ٬ بهترین گزینه را برای شروع ، خاطرات شيرینم در اولین ستاد یادواره شهداء شهرستان دیلم می بینم.آری! کار کردن در کنار بزرگانی همچون سرهنگ غزنوی و دیگر دوستان عزیزم در آن مقطع از بهترین و ارزشمندترین خاطراتم بوده و خواهد بود.
فضای عرفانی ٬زیارت عاشورا٬همرنگی خدمتگزاران به شهداء در آن مقطع و وجود مدیریتی مدبر و کایزما(البته به معنای اسلامیش) واقعا" مجموعه ای کارآمد و توانا را ساخته بود.شاید این سئوال برای شما پیش بیاید که هدف من از مطرح کردن خاطراتم در ستاد یادواره چه ربطی به سیاست در دیلم دارد؟ که در پاسخ باید بگویم که من در آنجا پشت پرده ها را دیدم و شخصیت ها را شناختم. آری! دیدم کسانی که چطور قصد خدمت به عزیزان شهدائی داشتند که خون خود را برای رفاه این مردم هدیه دادند و دیدم کسانی که برای تظاهر و نشان دادن خود دست به چه کارهایی که نمی زدند و باز دیدم تنگ نظران و کوته فکرانی را که عملا" مخالف ستاد یادواره بودند و زنده نگه داشتن نام شهداء را که به تعبیر مقام معظم رهبری کمتر از خود شهادت نیست را محکوم می کردند.بگذریم!!!. همانطور که مستحضرید دبیر اولین ستاد یادواره شهداء در دیلم را فرماندهی وقت بسیج سپاه جناب سرهنگ غزنوی بر عهده داشتند و مسئولیت ستاد بر عهده فرماندار وقت آقای زنده بودی بود که عملا" ایشان کار خاصی را انجام نمی دادند و در واقع همه کاره ستاد همان آقای غزنوی بود. مطمئنم شایعه فرماندار شدن غزنوی به گوش مردم رسیده و همه می دانند که یکی از گزینه ها برای تصدی فرمانداری دیلم در دولت احمدی نژاد ایشان بوده اند.هنوز که هنوز است خود را سرزنش می کنم که به عنوان عضوی از ستاد انتخاباتی احمدی نژاد نتوانستم صدایم را به گوش دولت برسانم که گزینه اصلح ما برای فرمانداری غزنوی است نه قائدی و ستارپناهی و... .ولی چه حیف که دوستانم در ستاد انتخاباتی مرا به بهانه اینکه اگر با ستارپناهی(که خود را اصولگرا می داند) مخالفت کنیم مخالفان اصولگرایی قد علم می کنند و این به صلاح نیست!! بله عزیزان! ستارپناهی با یک دور زدن نظر بچه های ستاد احمدی نژاد٬ فرماندار شد.بگذریم!!(چون در قسمت های آینده مفصل راجع به چگونگی فرماندار شدن ستارپناهی و ... خاطراتم را بازگو می کنم ). تا آنجایی گفتم که غزنوی دبیر ستاد یادواره شهداء بود و و همانجا من به ایشان شناخت پیدا کردم و دریافتم نظر اعضای ستاد انتخاباتی احمدی نژاد برای فرماندار شدن ایشان صحیح می باشد.برای صحت و سقم گفته ام چند خاطره کوچک از ایشان را بیان می کنم .آقای غزنوی بر خلاف ۲ خردادیها و باند برمکی و ... که مدام خودی و غیر خودی می کنند و با هر کس که مشکل دارند به بهانه اینکه نیروی خودی نیست آن را کنار می گذارند٬همیشه به دنبال اصلح و کارآمد بود لذا می بینیم که در آن برهه آقای یوسفی نژاد که از اعضای اصلی ستاد انتخاباتی حجت الاسلام رفسنجانی بود و واقعا هم مسئولی کارآمد بود چطور در کنار بقیه کار می کرد(قابل توجه آقای برمکی و ستارپناهی).یا اینکه وقتی از کمک مخارجی که یادواره شهدا داشت توسط برخی مایوس شده بود ٬ این انعطاف و نفوذ بین مردم و مسئولین استانی و کشوری را داشت که جایگزین کند(برعکس ستارپناهی که افراشته خیلی از بودجه ها را بر دیلم محروم کرده است )...
ادامه دارد .....
بی تردید٬ بازنگریِ گذشته٬وتحلیل خاستگاهها ٬آرمانها ٬ سیر رویدادها و دستاوردها یکی از بهترین راهکارهای ارزیابی و نقد و آسیب شناسی تمام پدیده های اجتماعی است.از این طریق می توان به نقاط قوت و ضعف گذشته ها پی برد و در تقویت یا رفع آنها اندیشید و کوشید٬ و نیز از این راه می توان دوستان و دشمنان را شناخت و در نحوه سلوک با آنان باز اندیشید.
اما در ارزیابیهایی این چنین٬ باید مهمترین و اساسی ترین رویدادها را جُست و آنها را کانون تأمل و کاوش قرار داد٬ و به این شیوه است که مقصود٬ سریع تر و دقیق تر بدست خواهد آمد.وقتی به گذشته می نگرم و حال را می بینم از خود می پرسم٬ براستی ماحصل و هدف این همه عزل و نصب مسئولین در دیلم چه بوده است؟ این میزها و پُست ها چقدر ارزش دارد؟ چرا اینقدر اختلاف سلیقه وجود دارد؟ عطارزاده و ستارپناهی و برمکی چه می گویند؟ و لیراوی و یوسفی نژاد چه می گفتند؟ و هزاران سئوال دیگر .... لذا با خود تصمیم گرفتم خاطرات چند ساله سیاسی خود در دیلم را بازنگری کنم شاید بتوانم پاسخی برای سئوالهایم بیابم.همچنين از کلیه دوستان و خوانندگان استدعا دارم در پایان هر قسمت از مجموعه خاطراتم نظر خود را مبذول تا هر چه سریعتر به نتیجه بهتری برسم.