تبليغاتX
بسوی ديلم جديد

تصوير ذيل داراي جنبه هاي جالبيست!!!   البته با دو موضوع مختلف ولي هدفي مشترك!!! موضوع اول كه با دايره زرد رنگ مشخص شده است مربوط به حصار بلوكي است كه جلوي منزل رحمان ايرانپور كشيده شده است.آقاي ايرانپور كه به زحمت و رفت و آمد زياد به شهرداري و شورا توانسته زمين جلوي منزل خود را بخرد از ترس زمين خواران و دوستان مسئولين و ... حصاري بلوكي كشيده تا زمينش از گزند افراد نامبرده در امان باشد.

ولي موضوع دوم كه با دايره قرمز رنگ مشخص شده و فوق العاده جالب است مربوط به حصاري بتي و كم ارتفاعي است كه بيشتر در فضاي سبزها و ... استفاده مي شود و هر بيننده اي را به اشتباه مي اندازد كه فكر مي كنند اين زمين بزودي فضاي سبز مي شود!!! ولي حقيقت اين است كه شهرداري و شوراي شهر به خود نيز اعتماد ندارند و از ترس واگذاري اين زمين (بهتر بگويم بالا كشيدن آن توسط  زمين خواران) اقدام به كشيدن اين حصار كرده اند.جالب است بدانيد يكي از اعضاء شورا در جايي بيان داشته اين زمين را به سازمان تبليغات واگذار كرده اند ولي سازمان تبليغات ضمن تكذيب اين موضوع چنين بيان داشته اند كه اگر هزينه اي در اختيار آنان بود همان ساختمان نيمه كاره پشت اين زمين ها را درست مي كردند.البته شايعاتي نيز مبني بر واگذاري اين زمين به جمشيد فصيحي بگوش مي رسد.(اين زمين در چهار راه منتهي به دريا واقع شده است).      

 

نوشته شده توسط جوان در سه شنبه 21 خرداد1387 |
نوشته شده توسط جوان در دوشنبه 20 خرداد1387 |
شهدا را تنها نگذاريد...

براي ساخت آرامگاه شهداي گمنام ديلم نياز به اراده همگانيست.شهدا را تنها نگذارید...

از مسئولين و مردم  شهرستان استدعا داريم در جهت ساخت آرامگاه شهدا به هيئت امناي شهداي گمنام ديلم كمك كنند.

نوشته شده توسط جوان در یکشنبه 19 خرداد1387 |

شهادت حضرت فاطمه زهرا (ع) بزرگ بانوی دو جهان بر تمامی شیعیان بویژه امام زمان (عج) تسلیت باد.

نوشته شده توسط جوان در شنبه 18 خرداد1387 |

چندي است شوراي شهرمان در فكر تغيير نماي ساحلي شهر است. اين طرح كه ابتدا از سوي حسن پور جوان مطرح شد احداث خیابانی است در امتداد خیابان بازار روز تا ساحل دریا  به گونه ای که موازی خیابان صدف به پلاژ منتهی شود.

 

در نگاه اول اين طرح فوق العاده جذاب ، زيبا و ... بنظر مي رسد.عموما" هر چيزي كه در جهت جذابتر نشان دادن هر شهري باشد زيباست. ولي اگر قرار باشد عمقي به اين مسئله نگريست چند سئوال پيش مي آيد:

۱. از كدام هزينه؟  ۲.آيا شوراي شهر مطمئن است كه مشكل ديلم  احداث همين خيابان است؟  ۳.آيا شهرداري همه عملياتهاي زيرسازي  كوچه ها و خيابان ها را انجام داده كه به فكر اين پروژه است؟ ۴.شوراي عزيز كه اين فكر را در سر مي پرواند پس چرا پروژه پارك دريايي (كنار پلاژ) را تمام نمي كند؟  يا در كارشان تسريعي به خرج نمي دهند؟ ۵.آيا بهتر نيست اين هزينه در جهت خريد خانه هاي  روبروي گمرك ديلم خرج گردد تا حداقل ديلم يك خيابان درست و حسابي داشته باشد؟ و هزاران سئوال بزرگ و كوچك ديگر ... 

خود به ياد دارم شهرداري ديلم براي ساخت پارك ساحلي(تصوير شماره ۱) بدليل عدم پرداخت بموقع هزينه  آقاي يوسفاني (پيمانكار) عذر خواه بود.حال بدين سادگي دستور به تخريب مي دهند؟!!!

 

                                       

  تصوير شماره ۱

 

 آيا حسن پور برآورد هزينه زيرسازي اين كار را كرده است؟(تصوير شماره 2)

 

 تصوير شماره ۲

 

من به حسن پور جوان پيشنهاد مي دهم فكري به حال بازار كويتي ديلم كند كه تبديل به جهنم مسافران نوروزي شده است؟(مي بچ تمبونييه)

مطمئن باشيد مردم ديلم ابتدا زيبايي  محل زندگي و كار خود را مي خواهند نه چيز ديگري!!! به نظر من عملي شدن اين طرح  در اين برهه بجزء جنبه تبليغاتي آن براي شورا و شهرداري سود ديگري براي مردم ديلم ندارد مگر اينكه همه نيازها ي عمراني شهر را برآورده كنند و سپس به فكر چنين پروژه هايي  باشند.

نوشته شده توسط جوان در جمعه 17 خرداد1387 |
 

:: اماما، ای سفر کرده دیار عشق، ای که با تیغ برّان حکومت خیبر شکن قلعه های نفاق زمانه شدی؛ ای که باغ هستی ات بهار آزادی را آسایش دگر بود؛ بر بال کدامین ملک نشستی که اینچنین بی تاب و شتابان به سرای جاوید سفر کردی؟ خلوت اُنست را در کجا گستردی که اینگونه مستجاب شد؟ و اینک در سالروز هجرانت، با یادت به دل های سوگوارمان تسلی ده.::       

                

 فرا رسيدن سالروز قيام خونين ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و ايام رحلت جانگداز رهبر کبير انقلاب حضرت امام خمينی رحمه الله عليه  بحضور همه آزادمردان جهان تسليت باد .

نوشته شده توسط جوان در چهارشنبه 15 خرداد1387 |

۹.عبدالكريم برمكي:

بدون شك تئوريسين اول حزب موتلفه در ديلم است.خيلي ها معتقدند سياست هاي اعمالي فرمانداري ديلم را او ارائه مي دهد . برمكي كه از نزديكان عطارزاده است در اوج قدرت گروهشان هم مسئوليت نپذيرفت كه اين خود نشان از سياس بودنش است.بعضي ها هم او را به عنوان چماق به دست راستي ها مي شناسند.آنچه مشهود است حذف برمكي در معادلات سياسي ديلم غير ممكن است. از مهمترين فعليت هاي عجيب او مي توان به دارالشفايي كه بيشتر ماهيت تبليغاتي دارد اشاره كرد.ضمن اينكه جديدا" يك موسسه خيريه احداث كرده است تا در مقابل موسسه وليعصر(عج) موضع انفعالي بگيرد!!! برمكي  را مي توان فوق العاده ظاهر گرا دانست.

 

۱۰.عبدالله ستارپناهي:

فرماندار حال ديلم كه قبلا" در آموزش و پرورش خدمت كرده است.بعد از تصدي ايشان در پست فرمانداري حتي دانش آموزان او هم انگشت به دهان ماندند كه چطور شخصي كه توان اداره يك كلاس درسي هم ندارد در معادلات سياسي، فرماندار يك شهرستان مي شود.در دوران فرمانداري او اتفاقات تلخي در شهرستان رخ داده كه مهمترين آنها قتل آقاي حقيقت و سپس آشوب در شهر، تيراندازي و زخمي شدن مردم توسط عناصر نامشخص كه بعدها توسط سربازان گمنام صاحب الزمان (عج) دستگير شدند.همچنين به اوضاع نابسامان قاچاق كالا نيز اشاره كرد.ستارپناهي بعد از تنفيذ خود در فرمانداري حتي به همفكران خود هم رحم نكرد! او حتي پيگير اخراج زادمهر رياست حال آموزس و پرورش ديلم نيز شد كه اتفاقا" از دوستانش به شمار ميرفت.مي توان به صراحت در مورد ستارپناهي گفت كه عملكرد او با شعار سياست ما عين ديانت ماست در عناد است.

 

۱۱.موسي يوسفي نژاد:

رئيس پيشين اداره مخابرات ديلم كه عملكرد فوق العاده اش در آن برهه زبان زد است. او كه از لحاظ سياسي به طيف كارگزاران يا به قولي اصولگرايان اصلاح طلب نزديك است با فشار عطارزاده بر مدير كل مخابرات وقت استان( آقاي عميدي) كنار گذشته شد.او در حال حاضر مسئول موسسه خيريه وليعصر(عج) ديلم است.كنار گذاشتن يوسفي در مخابرات توسط گروه عطارزاده،برمكي و ستارپناهي به همگان ثابت كرد كه آنها مخالف شعار شايسته سالاري مي باشند.

 

۱۲.سيد محمد مهدوي:

مهدوي رئيس شوراي اسلامي شهر ديلم در دوره دوم بوده است.او نيز همانند مظفري دوران پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است.عملكرد او در دوران شهرداريش هنوز در هاله اي از ابهام است.مهدوي از دوستان نزديك تبادار(استاندار پيشين) است.در سالهاي نه چندان دور او را قويترين مدير ديلم مي دانستند.او در حال حاضر سخت درگير مسائل دادگاهيش با طرف دعاوي در خصوص  امتياز سردخانه ۲۰۰۰تني اش است.به نظر مي رسد با مشكلاتي كه مهدوي نيز براي مردم به بار آورده است مهره سوخته اي بيش نيست.

 

۱۳.غلامحسين زادمهر:

رئيس آموزش و پرورش ديلم كه قبلا" از نزديكان برمكي و ستارپناهي بود.او در مدت حضور علي جوكار در قطر مسئوليت شوراي نگهبان ديلم را داشت.زادمهر از گزينه هاي تصدي فرمانداري در دولت احمدي نژاد بوده است.زادمهر به زودي بازنشسته مي شود.

 

۱۴.عباس ليراوي:

از او نيز به عنوان تئوريسين دوم خرداد در ديلم ياد مي كنند. ليراوي قبلا" مدير شبكه بهداشت ديلم بوده كه توسط عطارزاده و نزديكانش كنار گذاشته شد.او هنوز هم به شدت به دوم خرداد معتقد است.ليراوي در بين فرهنگيان همفكراني هم دارد.

 

 

نوشته شده توسط جوان در سه شنبه 14 خرداد1387 |

 منظور از اين كامنت شناخت و بررسي افرادي است كه به نوعي در عرصه سياسي ديلم نقش داشته يا به طور فعال تاثير گذار هستند.در اين نوشتار سعي شده است از افرادي نام برده شود كه در بطن رويدادهاي مهم سياسي در ديلم قرار داشته اند.   افرادي همچون:

۱.شكرالله عطارزاده ۲.نصـــــرالله غزنوي  ۳.علي جوكار ۴.علي خليجي ۵.مرتضي خداياريان۶.ناصــر مظفري ۷.عباس فتاح ۸.محمد خادم۹.عبدالكريم برمكي ۱۰.عبدالله ستارپناهي ۱۱.موسي يوسفي نژاد ۱۲.سيد محمد مهدوي ۱۳.غلامحسين زادمهر ۱۴.عباس ليراوي

 موافقت احمدي نژاد با تغيير نام بوشهر

 

 

۱.شكرالله عطارزاده:

نماينده مردم  بوشهر ، گناوه  و ديلم در مجلس هفتم شوراي اسلامي كه دوران پر التهابي را براي سياسيون ديلم رقم زد. ايشان كه در اوايل انقلاب در حزب جمهوري فعاليت داشتند و ... . او كه در حضور داوطلبانه 45 روزه خود در جبهه پاي خود را از دست داده و به درجه جانبازي نائل شده ، توانست با هجمه تبليغاتي گسترده در هفته نامه اختصاصي خود (ليان) منتخب مردم استان در مجلس هفتم شود ولي متاسفانه آنقدر به فكر انتقام از مخالفين گذشته بود كه نتواند كارنامه خوبي بجا بگذارد. عطارزاده در انتخابات مجلس هشتم بدليل عدم التزام عملي به ولي فقيه از سوي شوراي نگهبان رد صلاحيت شد.او هنوز خود را يك نيروي پر نفوذ در دستگاههاي اجرايي كشور مي داند ولي بنظر مي رسد مهره سوخته اي بيش نيست.

 

۲.نصرالله غزنوي:

معاونت آماد و پشتيباني  نيروي مقاومت بسيج سپاه استان كه از نفوذ فوق العاده يي در بين مردم و مسئولين برخوردار است ايشان كه بدليل نظامي بودنش در هيچ يك از احزاب عضويت ندارد ديدگاهي  ولايت مدارانه دارد. خيلي ها معتقدند فرمانداري ديلم بعد از زنده بودي مي بايست به او مي رسيد.

 

۳. علي جوكار:

مسئول شوراي نگهبان  ديلم كه از محبوبيت خوبي در بين جوانان حزب اللهي ديلم داراست.او قبلا" از نزديكان برمكي و ستارپناهي بود ولي به شكلي عجيب در قبال آنها موضع گرفت.جوكار معتقد است گروه عطارزاده ، برمكي و ستارپناهي براي رضاي خدا كار نمي كنند.جوكار از آزادگان دفاع مقدس است.

 

۴.علي خليجي:

يكي از موفق ترين  مديران ديلم بشمار مي آيد. ايشان كه در حال حاضر مدیريت کل اجتماعی استانداری بوشهر را عهده دار است نفوذ خوبي در بين مسئولين استان دارد كه اين خود مي تواند وزنه مثبتي براي پيشرفت ديلم محسوب شود. خليجي خود را وام دار هيچ گروهي نمي داند.

  

۵.مرتضي خداياريان:

وقتي صحبت از اوست نمي توان از اسم نزديكان او گذشت. ايشان كه از مخالفين اوايل انقلاب عطارزاده و عملكرد عطارزاده است بكار تجارت و شغل آزاد مشغول است.او از اعضاء شوراي شهر دوره اول ديلم بوده است.

از دوستان همفكر او در ديلم مي توان به عبدالنبي ابراهيمي( رئيس اداره ثبت احوال) عبدالمجيد اكبري ، موسي يوسفي نژاد، مرتضي درياپيما و ... اشاره كرد.تجربه ثابت كرده است هر وقت اين گروه فعال مي شود طيف گسترده اي از مردم را به طرف خود مي كشانند.

 

۶.ناصر مظفري:

مرد هميشه نا آرام ديلم محسوب مي شود.او را با شجاعت وصف نشدني اش مي شناسند.جالب است بدانيد او در هر دو دوره قبل و بعد از انقلاب به زندانهاي سياسي رفته است. او كه به شدت مخالف عطارزاده است دوران پر فراز و نشيبي را در اين چند ساله گذرانده است.از مهمترين آنان مي توان به اخراج و سپس بازگشت او به آموزش و پرورش اشاره كرد.

 

۷.عباس فتاح:

در طي دوره هاي اخير هميشه مسئول دفتر امام جمعه ديلم بوده است تا اينكه اين دوره بدليل قانون جديد براي مسئولين دفاتر در خصوص مدرك تحصيلي جايش را به درويشي داد.آنچه حائز اهميت است اينكه فتاح هيچوقت در بطن كاري قرار ندارد و اين از جمله خصوصيات زيركي اوست.

 

۸.محمد خادم:

مسئول يكي از شوراهاي حل اختلاف ديلم كه از گذشته مسئوليت تعاوني مرزنشينان ديلم را عهده دار بوده ،او نيز از محبوبيت بالايي در بين كسبه بازاري و لنج داران برخوردار است.

 

                                                                                ادامه دارد ...

نوشته شده توسط جوان در دوشنبه 13 خرداد1387 |

ناگفته هايي از ستاد انتخاباتي مردمي احمدي نژاد در ديلم

 

همانطور كه مي دانيد مسئوليت ستاد انتخاباتي احمدي نژاد در استان را عطارزاده بر عهده داشت و ايشان توسط نيروهاي مستعدي كه در اختيار داشتند برنامه ريزي  وسيعي در سطح استان انجام داده بودند (البته اين مطلب را نيز ذكر كنم كه پشت پرده ستاد انتخاباتي هاشمي در استان نيز خود عطارزاده بود تا در واقع در هر صورت ممكن پيروز انتخابات باشد!!!). اما از ديلم همين را بگويم كه بدليل منفوريت باند برمكي، ستارپناهي و ... در بين مردم ، آنها جرات نزديك شدن به ستاد احمدي نژاد را نداشتند و مسئوليت ستاد انتخاباتي لاريجاني را به عهده گرفتند.

 

جوانكهايي كه خوش درخشيدند!!!

اما بگويم از جوانكهايي كه خوش درخشيدند.بله عزيزان! اين لقب (جوانكها) را عطارزاده بعد از پيروزي در انتخابات رياست جمهوري و عدم موافقت اعضاء ستاد انتخاباتي احمدي نژاد در ديلم با فرماندار شدن ستارپناهي بر روي جوان هاي تحصيلكرده و متعهد ستاد احمدي نژاد در ديلم نهاد! متاسفانه عطارزاده فراموشكار بزرگ عرصه سياسي استان بود و متاسفانه آنقدر كوته فكر و كم ظرفيت بود كه نمي توانست درك كند پيروزي احمدي نژاد در ديلم مديون فعاليت گسترده همين جوانك هاست.البته عطارزاده اينطور هم كه گفتم جوان زده نبود چون يكي از جوانان خدمت سربازي نرفته شهرمان (ايمان عطارزاده) را مدير كل سازمان جوانان استان گذاشت.

 

جلسه اي كه غزنوي فرماندار شد!

در همان بهبوهه انتخاب فرماندار در ديلم و فشار سياسي باند برمكي بر اعضاء ستاد احمدي نژاد و ... . با پيشنهاد يكي از اعضاء ، جلسه اي در منزل تركزاده برگزار شد كه اعضاء دعوت شده را رضا عبدالهي ، حسين افتخاري ، عبدالرضا علي نيا ، ايمان عطارزاده ، ايوب تركزاده ، پاژخ زاده و گله گيري تشكيل مي دادند و همه اعضاء به بيان نقطه نظرات خود پرداختند و با بيان مخالفت خود با فرماندار شدن ستارپناهي(البته اين نكته را نيز ذكر كنم اعضاء هيچگاه ستارپناهي را از نظر شخصيتي رد نكردند ولي از لحاظ مديريتي و فكري با او مخالف بودند) حاج نصرالله غزنوي را بهترين گزينه براي تصدي پست فرمانداري شهرستان ديلم انتخاب كردند.بعد به بررسي موانع و چالش هاي انتخاب غزنوي براي فرمانداري پرداختند كه ايمان عطارزاده با بيان اينكه شايد با مدرك غزنوي كه آن زمان فوق ديپلم بود از سوي استانداري مخالفت شود ولي بعد با بيان همان تبصره اي  كه شامل شهردار وقت برازجان شده بود و توانسته بود با مدرك ديپلم شهردار برازجان شود موضوع را حل شده بيان كرد! و قرار بر اين شد كه يكي از اعضاء تلفني موضوع و نتيجه جلسه را به گوش عطارزاده برساند كه ايوب تركزاده عهده دار اين وظيفه شد و فرداي آنروز با عطارزاده صحبت كرد و عطارزاده قول مساعد داده بود تا نهايت تلاش خود را براي فرمانداري غزنوي انجام دهد.

 

                                                                                      ادامه دارد ....

                           

نوشته شده توسط جوان در یکشنبه 5 خرداد1387 |
 ...

(و اين هم نظر خواننده عزيز "آشنا" راجع به اختلافات يوسفي نژاد با عطارزاده كه در قسمت نظرات درج شده است)

عمده اختلافات عطارزاده با یوسفی نژاد بر می گردد به اوائل انقلاب در آن سالها خانواده یوسفی نژاد از جمله (کنعانیها. پورابراهیمها, دریاپیما ...) و دوستانشان از جمله شیخ حسن معتمد, حاج عباس افتخاری ,حاج مرتضی خدایاریان , اسلامی نسب , افشان .... زمام امور شهر در دست اینها بود که بعدها از طرف باند عطارزاده معروف شدند به انجمن حجتیه! از همان ابتدا این دو گروه با هم مخالف بودند و در واقع شروع مخالفتها از همان سالها شروع شد . اختلافات این دو گروه در آن سالها باعث عقب ماندگی شهر شد بعدها این وضعیت ادامه داشت بخصوص در انتخاباتها بیشتر خودنمائی می کرد تا اینکه عطارزاده شد نماینده و عقده گشايی کرد و فرصتی بهتر از دوران نمایندگی بدست نمیآورد ضمنا" قضیه زمین یوسفی نژاد نیز تآثیر داشته ولی اصل اختلافهای اول انقلاب می باشد .

نوشته شده توسط جوان در جمعه 3 خرداد1387 |

چرا عطارزاده به ستاد يادواره شهداي ديلم كمكي نكرد؟

خود به ياد دارم در اوايل عطارزاده قول مساعد داده بود تا هزينه اي از محل هزينه هاي اعطايي مجلس به نمايندگان، مقداري نيز به ستاد يادواره شهداي ديلم كمك كند! ولي به بهانه اينكه عكس دوران رزمندگي  موسي يوسفي نژاد در جبهه هاي حق عليه باطل  در مجله ويژه ستاد يادواره (آن هم در وسط مجله و به صورت بزرگ) چاپ شده است، حرف خود را پس گرفت.( جهت صحت و سقم موضوع مي توانيد مجله ويژه اولين ستاد يادواره شهداي شهرستان ديلم را بازبيني كنيد.البته شواهد زنده ديگري نيز وجود دارد).

 

اولين توطئه هاي باند برمكي و ستارپناهي عليه غزنوي

در همان روزهاي خدمت به شهداء كه زمزمه هاي انتخاب غزنوي به عنوان فرماندار نيز به گوش مي رسيد اعضاء باند برمكي توسط افرادي مشخص از جمله عبدالله ستارپناهي ، عبدالله تنگسيري و ... در حال تخريب غزنوي در بين مردم بودند.جالب است بدانيد كه آنها با بيان اينكه در ستاد يادواره هيچ پاسداري به غير از خود غزنوي نيست و عملا" پاسدارها غزنوي را تنها گذاشته اند و اين حاكي از عدم صلاحيت مديريتي غزنوي است سعي در منحرف نمودن سياسيون را داشتند در حالي كه پايه ستاد يادواره با بسيجيان بنا شده بود و قرار نبود از پاسداري بهره گيرد و اين نهايت اخلاص غزنوي بود كه در كنار بسيجيان فعاليت مي نمود.

 

پاسخ سؤالي كه در ذهن داشتم!

هميشه در ذهن اين سؤال را داشتم كه واقعا" كينه و عدوت عطارزاده با يوسفي نژاد رئيس اداره مخابرات وقت ديلم در چيست كه بدين شكل مورد غضب وي واقع مي شود تا اينكه با يكي از بزرگان شهر راجع به اين موضوع سؤال نمودم و ايشان در جواب من گفتند كه اين كينه و اختلافاتي كه مي بينيد به هيچ وجه دليل سياسي ندارد بلكه كاملا" شخصي است!!! و همه اين كينه ها بر سر يك زمين ارثي مي باشد كه دادگاه حق را با يوسفي نژاد داده است  و عطارزاده را اين چنين بر افروخته است و به فكر انتقام انداخته است!!!! و البته اين بزرگ اين را نيز به من گفتند كه برمكي و ستارپناهي از اختلاف بين اين دو هميشه بهره شخصي برده اند!!!

                                                                                   ادامه دارد....

 

نوشته شده توسط جوان در چهارشنبه 1 خرداد1387 |