تبليغاتX
بسوی ديلم جديد

با خود فکر کردم اولین مطلب در وبلاگم پس از چند وقت دوری از محیط مجازی چه باشد که نامه نگاری های اخیر بین ستارپناهی و حسن پور را بهترین سوژه یافتم.راستش تعجب می کنم از گردانندگان وبلاگ موج صبا که با اینکه همیشه اوضاع و احوال شهرداری و شورای شهر را در وبلاگشان مورد کنکاش قرار می دهند از این موضوع به این مهمی بدین سادگی عبور می کنند و ... بگذریم ...

دوست دارم تحلیلم نسبت به وقایع اخیر بین ستارپناهی و حسن پور به سبک تحلیل های برخی از نویسندگان وبلاگ دیلمی یل باشد که همینجا از آنها کسب اجازه می کنم:

پرده اول:

عبدالله ستارپناهی فرماندار دیلم نامه ای مضمون به حسن پور رئیس جوان شورای شهر دیلم می نویسد و در مورد استفاده وی از مهمانسرای شهرداری سئوالاتی می نماید و معتقد است حسن پور قوانین مربوط به شهرداری ها را زیر پا گذاشته و حق استفاده از مهمانسرا را ندارد.

 

پرده دوم:

حسن پور رئیس شورای اسلامی دیلم نیز در پاسخ به نامه فرماندار ، از تلاشهای بی وقفه و فراوان خود در شورای شهر می گوید و اینکه اگر می خواست ، می توانست از راههای دیگر صاحب هکتارها زمین شود!!! و ... و در جایی دیگر فرمانداری را در جذب اعتبار در خصوص لایروبی به چالش می کشاند.

 

پرده سوم:

ستارپناهی هم همانند دوست دیرینه اش کریم خان برمکی فیوز می پراند و دستور بر عدم نیاز صالحی فرد و طاهری در فرمانداری می دهد و آنان را به شهرداری بر می گرداند و مثل بچه های 5 ساله قهر می کند و در گوشه ای کز می نماید بلکه فرجی شود و ...

پرده چهارم (چند سئوال از ستارپناهی):

1.       همه می دانیم که حسن پور زمین یا مسکنی از خود در دیلم ندارد  لذا در قبال زحمات و تلاشهای شبانه روزیش در شورای شهر که به وضوح در سطح شهر نمایان است ، استفاده او از مهمانسرا ، آنهم در مدت حضورش در شورای شهر نباید اشکالی داشته باشد ولی خود شما چرا در صورت داشتن مسکن در دیلم از مهمانسراهای بیت المال استفاده می کنید؟ چرا منزل شخصی خود را اجاره داده اید؟

2.       حسن پور با داشتن مدرک لیسانس از دانشگاههای دولتی ، کارمند رسمی هیچ یک از ادارت و مراکز دولتی نمی باشد  و حتی در جایی نیز شنیده شده از حضور او به عنوان کارمند در دانشگاه پیام نور دیلم هم ممانعت شده در صورتی که فرزند دوم شما فقط با داشتن مدرک فوق دیپلم از دانشگاه آزاد دیلم به کمک پارتی بازیهای شخص شما  و زیر پا گذاشتن حقوق دیگر شرکت کنندگان در آزمون استخدامی  صندوق تعاون دیلم  قبول شده و حقوق بگیر دولت شده است.باز هم می خواهید انکار کنید؟

3.       من نمی دانم شما که اینقدر به فکر بیت المال هستید چرا اجازه می دهید اجناس  کالاههای قاچاق از طرق لنج های تجاری بدین راحتی وارد دیلم شود و به اقتصاد این مملکت لطمه بزند ؟ مگر غیر از این است که شخص شما در ازای تخلیه بار قاچاق هر لنج  مبلغ یک میلیون تومان را به عنوان کمک به ساخت دانشگاه آزاد دیلم دریافت می کنید ؟( گیریم که واقعا" این عمل رابین هودی شما در راستای کمک به دانشکاه آزاد باشد ، دانشگاه آزاد که دانشگاهی غیر دولتی است چه ربطی به شما دارد؟)

4.       و صدها سئوال دیگر که انشاءالله در آینده مطرح می شود بلکه مردم با افکار و عملکرد شما بیشتر آشنا گردند...

پرده پنجم( ارائه دکترین دفاعی برای حسن پور"بر گرفته از آموزه های دکتر عباسی"):

ستارپناهی و يك درد بدون درمان: بهانه
در تبيين خط مشی Gate-way تهديد ستارپناهی عليه حسن پور، مبتني بر تئوري بازي ها، «بهانه شناسي» يك اصل اساسي است. يك استراتژيست براي «كيش» و «مات» حريف، در صحنه بازي، ابتدا به دنبال تبيين يك «بهانه» رفته و با تبليغات گسترده، موضوع «بهانه» را «مسئله» حريف مي كند.

در تئوری بازي ها، نسبت به «بهانه شناسي» ، برای طرح ريزي استراتژيك، در شرايط تنوع بهانه ها از سوي حريف، توجه به دو نكته ضروري است:
- ابتدا اينكه به هيچ وجه نبايد به بهانه جويی حريف تن داد: هر نوع «اعتمادسازی» نسبت به بهانه جويی حريف، نتايج فاجعه بار استراتژيكی را در برخواهد داشت.
- و ديگر اينكه اگر به بهانه اول تن در داده شد، اما حريف به مقاصد مورد نظر از بهانه جويی هايش نرسيد، قطعاً و يقيناً به سراغ موارد بعدي در فهرست بهانه ها خواهد رفت.
البته ممكن است اين تلقی وجود داشته باشد كه در بازی با بهانه های حريف، مي توان «زمان» را با «اعتمادسازي» خريد. بايد توجه داشت كه اين تلقي در ابعاد تاكتيكي شايد مؤثر باشد، اما در بعد استراتژيكی و در ميان مدت و درازمدت، همان نتايج فاجعه بار مترتب بر بحث اعتمادسازی را در پی خواهد داشت.آقای حسن پور شما باید بدانید که آقای ستارپناهی به دنبال بهانه است و البته با  شناختی که  از شما دارم مطمئنم همه بهانه جویی های ستارپناهی را نابود خواهید کرد.ستارپناهی از عملکرد فوق العاده شما در شورای شهر می ترسد و تردد در مسیر پیشرفت شهر را حق خود می داند... . 

نوشته شده توسط جوان در یکشنبه 1 دی1387 |